اتاق ۱۷۰۱، شماره ۳۲۹، خیابان یوشان، منطقه پانیو، گوانگژو، چین +86-13538976210 [email protected]
چگونه یک استاد ساعتساز وینی، دقت صنعتی را رد کرد تا برندی فرقهگونه از ساعتسازی گوتیک را راهاندازی کند—ساعتهایی دستساز و تولیدشده با آرامش که ادراک زمان را به شورشی معنوی تبدیل میکنند. کشف کنید چگونه لوکس هنرمندانه دوباره تعریف شده است.

با بیش از ده سال تجربه در بازسازی ساعتهای باستانی، کلاوس از دقت سفتوسرس در صنعت ساعتسازی خسته شده بود. در آن لحظه، او تصمیم گرفت زنجیرها را بشکند. سه ساعت قدیمی را بههم ریخت، بقایای فلز جوش را ذوب کرد و اولین ساعت «مارمولک مقیاس جوش» خود را ساخت. پوستهٔ آن با خطوط قوسدار نوکتیز کلیساهای گوتیک هماهنگ است و در نوکهای جوش آن، سنگ اُنیکس سیاه ریزی شده است—چنانکه گویی نور ستارگان از شکافهای سنگهای قبر به بیرون میتابد. صفحهٔ رویی آن با رنگ قرمزِ گلیزهشده ساخته شده است که با فنون قدیمی پختن تولید شده و رنگ آن عمق غمگین شیشههای رنگی گوتیک را بازتاب میدهد. در مرکز صفحه هیچ عقربهای وجود ندارد، بلکه تنها یک خار نقرهای منحنی قرار دارد که با گذشت هر لحظه از میان نوکهای جوش میگذرد.
این قطعه بحثهای شدیدی را در انجمنهای تخصصی برانگیخت، اما همزمان با علاقهمندان به سبک گوتیک و افراد شورشی نیز همسویی عمیقی پیدا کرد. اولین مشتری او یک سفرکار بیابانی بود که سه هفته منتظر ساعت شد تا پیش از عبور از صحرای بیسر و تهِ ساهارا آن را دریافت کند. در عکسی که پس از سفر برای او فرستاد، شن و باد به برجهای ساعت چسبیده بود و یادداشتی زیر آن نوشته شده بود: «صلابت سرد آن، زره من در برابر تنهایی است.»


کلاوس از هرگونه تولید انبوهی خودداری کرد و کارگاه خود را به لبهٔ گورستان قدیمی وین منتقل کرد. هر سفارش سه هفته زمان بر میطلبد: سرعتی که آبکاری سرد میشود، همان کندیای است که زمان باید داشته باشد. او با اشاره به سنگقبرها خارج از پنجرهاش، معنای عمیق برجها و طراحی گوتیک را توضیح میدهد: «زمان گوتیک هرگز فقط اعداد نیست. این تیغهای است که به پوست میخورد، ردّ گلگونی که روی صفحهٔ ساعت میکَشَد—زمانی که واقعاً احساس کنید در حال گذشت است، گرمای نفس خود را ارزشمند میدانید.»
این ساعت به سرعت به نمادی از زمانسنجی بیپابرجا در حلقههای تخصصی تبدیل شد و حتی به نوعی «گذرنامهٔ غیررسمی» برای دورهمیهای زیرزمینی علاقهمندان به سبک گوتیک در گورستانها تبدیل گردید. برخی آن را زیر آستینهای کت خود جای میدهند تا درخشش سرد شاخکهای گوتیکی آن در برابر سفتی و سختی زندگی اداری مقاومت کند؛ دیگران آن را به ساحل میبرند و اجازه میدهند باد نمکی بر برجهای آن اثر بگذارد و لایهای از زمان را بر روی آن جا بگذارد.
آنها این ساعت را هنگام خواندن اشعارボードلر در گورستان میپوشند؛ طرح باز گوتیکی زنجیرهٔ ساعت گاهی در پردههای سیاه آنها گیر میکند—چنانکه خونریزیهایی از خود زمان سرازیر شدهاند. زیر آستینهای ردای سیاه، صدای نرم و ملایم برخورد برجهای ساعت با جواهرات نقرهای، نشانهای آرام از شورش معنوی است. یکی از طرفداران این ساعت بهترین توصیف را ارائه کرده است: «اکثر ساعتها شما را تشویق میکنند تا زمان را تعقیب کنید؛ اما این ساعت به شما اجازه میدهد آن را احساس کنید—تا با سردی تیز و لبههای بیانعطافپذیر سبک گوتیک زندگی کنید.»
بنابراین نام برند به «بون اسپایک هورولوژی» (Bonespike Horology) انتخاب شد: «بون» (استخوان) به باقیماندههای فانی زمان، «کلاک» (ساعت) به ادراک لحظهٔ حال و «اسپایک» (تیغه) به لبهای منحصربهفرد و غیرقابل تقلید اشاره دارد. کلاوس قانونی مقدس تعیین کرد: هر ساعت، پس از تکمیل، باید دقیقاً یک شب روی سنگ قبر استراحت کند—تا در هوای جانگیر قبل از اینکه به مچ انسانهای زنده محکم بسته شود، نفس بکشد. طرحهای بعدی جزئیات گوتیک بیشتری را اضافه کردند: بستهبندیهایی به شکل خفاش و عبارت لاتین «تمپوس اداکس رروم» (زمان همه چیز را میبلعد) که روی پشت پوشش ساعت حکاکی شده بود و با کتیبههای سنگهای قبر قدیمی بیرون از ساختمان همآوازی داشت.


وقتی از او پرسیده میشود که آیا نگران این است که سبکش بیش از حد تخصصی باشد، کلاوس اغلب در بالای یک میز کار دیده میشود که شعلهی لحیمکاری را در دست دارد و یک قلاب خفاشی را شکل میدهد، در حالی که نور شعله در چشمانش میدرخشد. «من فقط میخواهم ساعتی گوتیک بسازم برای کسانی که از تابع شدن به زمان سر باز میزنند»، میگوید. هر تیغهای، هر الگویی منحصر به فرد است — دقیقاً مانند زمان هر فرد، که باید شکلی سرد و غیرمذاکرهپذیر خود را داشته باشد.
روی دیوار کارگاه، عکس سفرکنندهی بیابانی در کنار اولین ساعت قدیمی که کلاوس هرگز تعمیر کرده، آویزان است. گاهی اوقات، صدای تیز و ناگهانی شعلهی لحیمکاری سکوت را میشکند و لحیم مذاب روی سطوح ریخته شده و به سمت بالا جمع میشود و به سُرهایی تبدیل میگردد — نمادهایی نامشخص از زمان که بهآرامی در ریتمهای روزها و شبهای وین رشد میکنند.
